
در دنیا وزنه برداری واژه «بلغاری» بیانگر تصاویری است از مردانی با نام-های بسیار مشابه که بارها و بارها و روز به روز در حال بالای سر بردن هالترهای سنگین هستند. روش تمرین آنها خیلی رمز آلود بنظر می رسد و به شدت هم موثر است.
در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی وقتی که تیم وزنه برداری بلغارستان در قهرمانی جهان از همه پیشی گرفت، روش تمرینی خاص شان باعث شد روش آنها بنام «بلغاری» شهرت پیدا کند و حالا سوال اینجاست که مگر می شود روش موفق وزنه برداری را در بدنسازی استفاده کرد؟ در وزنه برداری هدف موفقیت در ۲ حرکت خاص است. اما در بدنسازی مقصد اصلی رشد دادن همه گروه های عضلانی بدن است. اما چون روش بلغاری در وزنه برداری اثبات شده است، شاید بتوان اصولش را برای بدنسازی هم استفاده کرد.
تولد سیستم بلغاری
ایوان آباژف اکنون ۸۴ ساله است و اولین مدال وزنه برداری بلغارها را در سال ۱۹۵۷ بدست آورده و بعد از آن از ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۹ مربی وزنه برداری تیم ملی بلغارستان بود، درست زمانی که کشور فقیرشان به سختی ۷ میلیون شهروند داشت؛ اما با همان امکانات ضعیف تیم ملی بلغارستان را بر بام وزنه برداری دنیا نشاند.
در حالی که دیگر متدهای تمرینی از جلسات متعدد تمرین با تکرار های کم اجتناب می کردند و تمرکز را روی حرکات کمکی می¬گذارند، اما آباژف اعتقاد داشت که کار نیکو کردن از پر کردن است و به عبارت دیگر بر این باور بود باید کار اختصاصی باشد. وزنه برداری المپیکی توسط میزان وزنه ای که در ۲ لیفت مختلف جابجا می شوند داوری می شود؛ یکی لیف یک ضرب یا همان Snatch است و دیگری لیفت دو ضرب یا Clean & Jerk بنابراین مطابق با اصل تخصصی بردن تمرین، برای بهبود دادن رکوردهای این۲ حرکت لازم است تقریبا اختصاصی روی همین دو حرکت کار کنید. اسکوات پشت پا یا اسکوات جلو نیز به برنامه های آباژف اضافه می شدند تا قدرت بدن بالا برود، اما در دیگر اوقات شاگردان او در حال تمرین کم تکرار و گاهی تک تکرار روی حداکثر وزنه های ممکن بودند.
و آنها این کار را با تواتر (تعداد جلسات) دیوانه واری انجام می دادند که گاهی به ۴ جلسه تمرین در روز می رسد و تا ۶ روز در هفته هم ادامه می یافت.
شاید فکر کنید این روش با سرعتی زیاد به بن بست و خستگی شدید فیزیکی و روانی ختم می شود، اما بلغارها با همین روش سریع تر رشد کردند و قوی تر شدند.
در واقع آباژف برای شاگردانش دوره های سبک و سنگین طراحی می کرد. او همچنین با انجام هر از گاهی مسابقات مقابل تماشاگرانی پرشمار باعث می شد یکنواختی تمرین از بین برود و شدت بالا بگیرد. در حالی که تداوم تمرینات در تمرینات در واقع تمرین زدگی را فریاد می کند، اما این اتفاق رخ نداد چون سطح بسیار بالایی از سازگاری در بدن اتفاق می افتاد. درست همانطور که یک شناگر به انجام مداوم شنا و یا بوکسور به مشت زدن های متوالی و مداوم عادت می کند، در وزنه برداری هم بدن به انجام ۲ الی ۳ حرکت خیلی ساده تر عادت می کند یا بهتر بگوییم سازگاری پیدا می کند.
علاوه بر این انجام تکرارهای تکی باعث می شود پروتئین حافظه تحریک شود که در واقع قوی شدن مسیرهای عصبی است و باعث می شود سلول های عضلانی به صورت اختصاصی نسبت به کاری که انجام می شود عادت کنند و سازگار شوند، بویژه کاری که به صورت مداوم به صورت یک تکرار با وزنه های سنگین تر انجام می شود.
جهت ادامه مطلب اینجا کلیک کنید